تبليغاتX
شبی از شبها - مامان و بابا بذارین فکر کنم!

 

                                                                

هر نوزادي وقتي پا به دنيا مي گذارد، به استعدادها و ابزارهاي بسياري مجهز است ، والدين هميشه سعي در کشف و پرورش اين استعدادها دارند و مايلند استعداد بچه هاي خردسال را  در راههاي مثبت کاناليزه کنند. در ادبيات و فرهنگ ما به رغم وجود گنجينه هاي ادبي و داستانها و سرودهاو بازيهاي آموزنده، والدين و مربيان بيشتر اوقات کودکان و نوجوانان را به آموزش مفاهيم  سنگين  از بر کردني اختصاص مي دهند که اغلب براي بچه ها غير فعالانه، خسته کننده و حتي گاهي طوطي وار است. شايد به همين دلايل بچه ها از خشکي و سختي دروس رنج مي برند و از يادگيري و کتاب و درس و آموزش نا خود آگاه زده مي شوند و مهمتر اينکه کودکي که اوقات گرانبهايش صرف آموزشهاي غير فعال و کسالت آور مي شود آيا شانس ورزش کردن، اجتماعي شدن، فکر کردن به مطالب آموزشي و مطالعه و بازي کردن را از دست نمي‌دهد؟ اغلب ما فراموش مي کنيم که  هدف اصلي تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان پرورش انسانهايي خلاق و مبتکر و کار آمد است . اگر دختر 4 ساله مان تمام پايتخت کشورها را از بر بداند، پسر دو سال مان تمام اشعار سعدي را  از بر کند، شايد احساس کنيم که بزرگواري را در حق کودک تيزهوشمان تمام کرده ايم.

غافل از اينکه ظرفيت بالاي هوشي بچه ها  دارايي و سرمايه  ارزشمندي است که بايد قدرش را بيشتر بدانيم. اين ظرفيت بالا تنها در حد يک هارد کامپيوتر نيست ! منظور اينکه مغز محل پردازش اطلاعات است و نه تنها جاي ثبت طوطي وار مطالب. کل اشعار حافظ را روي يک CD هم مي توان نسل ها نگهداري کرد ولي آيا يک CD مي تواند محل پردازش و تفکر باشد ؟ پس تکليف ارزش بالاي ضرايب هوشي کودکان چه مي شود؟ آيا با اين روش آموزشي، ارزش اين سرمايه را در حد يک  CDپايين نياورده ايم؟ در برخورد با کودک و آموزش وي بايد صبور و انعطاف پذير بود. مهم اينست که راهنماي فرزند خود باشيم و براي پيدا کردن پاسخ پرسش هاي کودک به او کمک کنيم و مغز پردازشگر وي را  در زمينه مورد علاقه اش پاسخگو باشيم . بگذاريم فرزندمان ما را در فعاليت هاي آموزشي ياور خود بداند و گام به گام با او پيش رويم. تحميل موضوعات مختلف و عجله در آموزش، باعث تنفر کودک از يادگيري و مطالعه مي گردد.

 چرا تحميل کننده  باشيم؟ بياييم بيشتر از اين آنها را وادار به پيروي از سبک خود نکنيم تا بيشتر از گنجينه خلاقيت و تفکرشان استفاده کنند!  اينبار مداد رنگي ها را جلوي کودکمان بگيريم تا خودش انتخاب کند و ما همراهيش کنيم.

  روزي ناشناسي مي گفت درود به کسي که انديشيدن را به من آموخت و نه انديشه هايش را .

+ نوشته شده توسط شیوا در شنبه 1386/07/21 و ساعت 4:43 بعد از ظهر |