همیشه و از وقتی که یادم می آید نزدیک های شروع سال جدید یک حس عجیبی دارم که قابل وصف نیست. شاید مخلوطی از هیجان و اضطراب. به سال جدید فکر می کنم و به اتفاقاتی که در آن روی خواهد داد. به سالی که گذشت فکر می کنم و تمام لحظه های آن مثل صحنه های یک فیلم از جلوی چشمانم می گذرند. به نکات مثبت و منفی زندگی ام، به تلاشها و کم کاریهایم، به تصمیمات صحیح و اشتباهاتم.. اینها همه به من کمک می کنند تا طرحی برای سال نو بریزم و به خودم قولهایی بدهم . ترس از اینکه نکند سال جدید بهتر از سال گذشته نباشد و یا به اهدافم آنطور که باید نزدیک نشوم، سبب می شود که احساس ترس و اضطراب در وجودم زنده شود. اما از سوی دیگر خوشحالم که خداوند این امکان را به من داد تا بار دیگر همراه با طبیعت نو شوم و شروعی دوباره داشته باشم برای زندگیم. اجازه داد لحظه ای فارغ از تمام روزمرگی ها ( که گاهی برایم از سم نیز مهلک تر است ) به آنچه گذشته و آنچه در پیش رویم است نگاهی بیندازم و نفسی تازه کنم برای طی کردن ادامه راه ...

خدایا برای تمام آنچه به ما بخشیدی از تو ممنونیم. از تو می خواهیم که در سال جدید همه ما را یاری نمایی تا به آنچه برایمان مقدر نموده ای نزدیک و نزدیکتر شویم. آمین !
سال نو بر تمامی ایرانیان مبارک و خجسته ! عیدتون مبارک !!
شیرین / شیوا
+ نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 1385/12/28 و ساعت
11:13 بعد از ظهر |
