برخلاف تصور من، این کتاب داستانی است با تم کارآگاهی- پلیسی و بسیار جذاب. قهرمان داستان فردی است به نام " رابرت لنگدان " که استاد دانشگاه و متخصص نمادشناسی مذهبی است که با کشته شدن " ژاک سونیر " ( رئیس موزه لوور ) ناخواسته وارد جریانی می شود که او و " سوفی نووه " ( نوه ژاک سونیر ) را تا مرز آگاهی از یک راز بزرگ مذهبی پیش می برد. آنچه موجب شده است مطالب این کتاب کفرآمیز اعلام گردد، ارائه یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت و زندگی حضرت عیسی ( ع ) می باشد. طبق این تئوری حضرت عیسی یک پیامبر انسانی و نه الهی ( فرزند خدا ) است که با " مریم مجدلیه " ( از خاندان سلطنتی آل بنیامین ) ازدواج کرده و فرزند دختری دارد که به جهت آنکه فرزند پیامبر و از خاندان سلطنتی است، از دو نظر مذهبی و سیاسی قدرتمند است که با اتحاد این دو منبع قدرت می تواند قدرت کلیسا را تضعیف نماید. این امر کشیش های کلیسای کاتولیک و واتیکان را بر آن می دارد تا این راز را مخفی نگه دارند و حتی تصمیم می گیرند با سوءقصد به جان "سارا " فرزند حضرت عیسی ( ع ) قائله را ختم کنند. اما گروهی به نام " صهیون " ها، او و فرزندان و نوادگانش را از این بلایا حفظ و این راز بزرگ را سینه به سینه منتقل می کنند تا زمان افشای آن فرا برسد. یکی از کسانی که این وظیفه خطیر را بر عهده داشته، داوینچی بوده است که گوشه هایی از این راز را در آثار خود نشان داده است....
بعد از خواندن کتاب فکر کردم که هدف " دن براون " از نوشتن کتاب ایجاد تنش در بین مسیحیان و یا خدایی ناکرده توهین به مقدسات دین مسیحیت نبوده است. بلکه تنها یک تئوری را در این زمینه بیان نموده است که شاید بسیاری جرات طرح آن را نداشته اند. واقعیت این است که هر دینی به استعاره ها، تمثیل ها و حتی اغراق هایی آغشته می شود تا در بین مردم ملموس و پذیرفتنی گردد. هر مومنی باید بداند که شاید بخشی از آنچه به عنوان تاریخ مذهبش بیان شده، استعاره ای است که ممکن است حقیقت نداشته باشد اما این به معنای نقض دین خدا و حتی فرستاده او نیست. اگر کشیشی بودم که دین مسیحیت را تبلیغ می کردم، هیچگاه این کتاب را کفرآمیز نمی دانستم و یا حتی اگر قدرتی داشتم هرگز انتشار این کتاب را متوقف نمی کردم. به جای آن سرم را بالا می گرفتم و می گفتم که اگر واقعا حضرت عیسی ( ع ) فرزند خدا نبود، اما انسانی بزرگ و آزاده بود که در طی عمر شریفش انسانهای زیادی را از گمراهی و ضلالت نجات داد. آن وقت به جای دیکته کردن، اجازه می دادم مردم با خواندن آن و دانستن تمام احتمالات و تئوری ها خود، حقیقت را بیابند. شاید اگر انسانها یاد می گرفتند که هرگونه تعصب را از اعتقادات خود بزدایند، هیچگاه تاریخ روزگار سیاهی مثل قرون وسطی را تجربه نمی کرد.
![]()
در آخر اشاره کنم که فیلمی بر اساس همین داستان و با بازی تام هنکس و ژان رنو با نام " کد داوینچی " در سال 2006 ساخته شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست. گرچه مدت محدود فیلم اجازه پرداخت کامل موضوع فیلم را نمی دهد و کسی که کتاب را نخوانده باشد، چندان لذتی از آن نخواهد برد.
