تبليغاتX
شبی از شبها

از فیلم بیرون افتاد...

حالا نوبت تبلیغاته!

"پـــــیـــــامهای بــــا زرگـــــا نی"

چرم گاوداران ،  لکه بر و جرم گیر و سفید کننده قالی!، جذابیت رنگ ...، بانک اقتصاد بی سامان، چسب از خود راضی، قرعه کشی بزرگ رب گوجه فرنگی تخلف ، سرخوشی...، خمیر دندان گردباد با طعم خیارشور!، بیست هزار جایزه یک اپسیلون هشتاد هزارم میلیون ریالی! ، چهره ای خندان ...، قالی نقش آسمان کویر لوت، ظاهر هایی سرخوش ،  آموزشگاه تضمینی کنکور "ره پول یافتگان وبال"، نیازواقعی....، کرم ضد چروک دور بینی کپک، سس سالاد "هزار دخمه"، لباسشویی 76000000 کاره گاربج تحت لیسانس شرکت .... با وخامت یکساله، موکت "بی کفش بیا تو!"، زندگیهای لوکس، همکنون منتظر حضور شما نیازمندیم!!!!!!!،...خوردن، آشامیدن، ولع،  ایجاد حس نقص، دست گذاشتن بر احساس دیرینه و بی علت وبی درمان "احتیاج"،علاقه دیرین به عاقبت تکمیل شدن، رایج بودن، کم شدن زحمت، و...و...

 و باز نجوای دلی:

           "این یکی را بخر ... و آنوقت دیگر...!!!"

و عقلی:

            "...انسان بسیار خوب و نازنینی هستی و بجاست که به خود پاداش دهی ،اما به    خود و نه به چشمان دیگران...نه به دلیل گرفتن تایید و تصدیق سایرین، لوکس و راحت زیستن را رد نمی کنم اما تا آنجا که بدانی خودت چه می خواهی و چه استفاده ای داری..."

           _"...(نیشخند)"

           _" عدم تایید و تصدیق دیگران به ظاهر زندگیت که توهین و تحقیر محسوب نمی شود!"  

           _"برای خودم...که تارک دنیا نیستم"

           _"باز کن ! درب کمد لباسی ات،درب جاکفشی ، درب گنجه ها ، درب یخچال،...

               بایست ! وسط اتاقت ، جلوی آینه ، روبروی دراور یا وسط  سالن پذیرایی،...

                ببین ! ...

        بگو! وقتی این مبلمان را خریدی چه احساسی داشتی؟ همان احساس واقعی کامل شدن؟

        کفش به اصطلاح چرمی دست دوزت را چقدر استفاده کردی؟

        مایکروفرت را چقدر شناختی و آیا فقط به خاطر" گرانترین" بودنش نخریدی ؟

        اصلا سرویس بلورمارک داراصلت را کجا گذاشتی؟ چند مهمانی با آن راه انداختی؟

        راستی بقیه پول چی شد؟

         گوشی موبایل جدیدت چه امکاناتی دارد؟ از آنها استفاده می کنی؟ ...؟...؟....".

          _"نمی دونم ... یادم نیست...فرصت خواندن کاتالوکش را ندارم...همینطوری خوشم اومد خریدمش...گم شد!...فرصت استفاده اش نشد...نمیدونم...مهم نیست!!!!...".

         _" نگاهی به وضع واقعی زندگی کن و چرتکه بیانداز!

 چه و چقدر میخریم ؟ چگونه می خریم؟ چقدرش را استفاده می کنیم؟ و از همه مهمتر چقدر راضی هستیم؟"

 

دل جای پسندیدن است و خواستن . منطق دل منطق دیگریست که دوام هیجاناتش در گرو صداقت تبلیغات است و دقت عقل. انگا ربه چرخه : "جذب،خرید و پوچ و بی استفاده پنداشتن"دچارمان کرده اند. باید بدانیم که هیچ کس فقیر تر، بی عقل ترو کورتر از آنکه استفاده نمی کند، فکر نمی کند و نمی بیند نیست!  اینها احتیاجات ضروری تری نیستند؟

"بیشتر دوست داریم فراموش کنیم که خوشبختی به دست آوردن آنچه نداریم نیست ، بلکه دریافتن چیزهایی است که داریم و از وجود آنها خرسندیم."

فردریک کینگ

   

 

+ نوشته شده توسط شیوا در سه شنبه 1385/10/26 و ساعت 12:27 بعد از ظهر |
گرچه دو هفته پیش شب یلدا بود و همه چیز ظاهرا باید تمام شده باشد اما وقتی به آخرین نظراتمان نگاهی انداختیم متوجه شدیم که قهوه چی عزیز ما را به "بازی شب یلدا" دعوت کرده است. اینطور که ما فهمیدیم در این بازی هر کسی پنچ نکته را که خوانندگان وبلاگش در موردش نمی‌دانند در وبلاگش می‌نویسد و بعد ۵ نفر وبلاگ نویس دیگر را به بازی دعوت می‌کند و بازی به این ترتیب ادامه می یابد..  با تشکر از دعوت قهوه چی باید بگوییم که .....

شیرین :

۱- از کله پاچه متنفرم ! نمی دونم چطور آدمها میتونن  محتویات کله یک گوسفند را بخورند و تازه لذت هم ببرن !

۲- شیوا میگه آدم خشک و بی احساسی هستم! اما خودم فکر می کنم از اون دسته آدمایی هستم که احساسم را به سختی و خیلی کم بروز می دهم.

۳- می دونین زجرآورترین کار تو دنیا برام چیه ؟  صبح زود از خواب بیدار شدن و بدتر از اون صبحانه خوردن !

۴- از بچگی به کتاب علاقه زیادی داشتم. هروقت هم تو مدرسه در مورد کتابهایی که می خوندم حرف می زدم بهم می گفتن کرم کتاب !

۵ - یک کمی ( فقط کم ها !!! ) لجبازم ! یعنی روی مواضع مورد نظرم پافشاری می کنم فقط همین !!

شیوا :

۱- به شعر و شاعری خیلی علاقه مندم. اشعار حمید مصدق، نادر نادرپور، شاملو و اخوان ثالث را خیلی می پسندم.

۲- شیرین میگه احساساتت را در همه چیز دخیل می کنی. اما خودم معتقدم که به ندای قلبم گوش می دهم.

۳- عاشق رانندگی و سرعت هستم ( البته وقتی شیرین کنار دستم ننشیند ! )

۴-  همیشه دوست داشتم در رشته نقاشی تحصیل کنم و اکنون هم که گه گاهی تابلویی می کشم، آروز می کنم که روزی به تنهایی نمایشگاه نقاشی در یک نگارخانه بزرگ برپا کنم.

۵-  در خانه نسبت به بقیه یک کمی ( فقط کم ها !!! ) بیشتر صحبت می کنم ! همه می گویند خیلی شلوغ می کنم اما خودم فکر می کنم روابط اجتماعی قوی دارم و خوش مشرب هستم !!!

راستی .... ما نویسنده وبلاگهای صدای پایم از انکار راه بر می خاست، فریاد، آتوسا و صبا ، یادداشتهای هفتگی من و یادداشتهای روزانه را به این بازی دعوت می کنیم.

 

+ نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 1385/10/10 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |