چند شب پیش موفق شدم فیلم « میم مثل مادر » را ببینم. فیلم زیبا و تاثیر گذاری بود. داستان فیلم در مورد مادری ( گلشیفته فراهانی ) است که در ایام بارداریش متوجه می شود به علت آنکه زمانی در جنگ شیمیایی شده است، بچه ای ناقص به دنیا خواهد آورد. او در مقابل خواست همسرش برای سقط جنین مقاومت کرده و مصصم است که بچه را به هر قیمتی حفظ کند. همسرش که به برکت حضور در جنگ موفق شده است پست حساسی در دولت بیابد، آینده خود را با وجود یک بچه معلول در مخاطره می بیند و به همین دلیل از همسرش جدا می شود. مابقی فیلم تلاش خستگی ناپذیر مادری تنهاست برای حفظ فرزندش از خطرات. او می کوشد به همه ( و شاید خودش هم ) ثابت کند که فرزندش علیرغم معلولیت جسمانی، برای انجام کارهای زیادی تواناست. او برای اینکار حتی از جان خود هم می گذرد ....رسول ملاقلی پور کارگردان این فیلم، با بردن دوربین به آسایشگاه معلولین جسمی و به تصویر کشاندن کودکانی که علیرغم پتانسیل های بسیار، دردمند و نیازمند هستند، تمام احساسات تماشاگر را به بازی می گیرد. هرچند در این میان سعی در نشان دادن تاثیر مخرب جنگ بر کودکان نیز دارد. شاید به همین دلیل بود که وقتی از سینما بیرون آمدم، ذهنم درگیر این مطلب بود که جنگ اثر مخرب خود را تنها بر روی نسل جنگ نمی گذارد. بلکه نسلهای بعدی را هم درگیر می کند. کافی است لحظه ای به این بیندیشیم که : « کسی که روزی به خاطر اعتقاداتش به صحنه نبرد رفته است، پیشاپیش تمام مرارتها و صدمات این راه به جان خریده است اما فرزند او یا بهتر بگویم نسل بعد از او چه ؟ آیا سزاوار است که بابت آنچه روزی باور دیگری بوده از طبیعی ترین حقوق خود محروم بماند ؟ »
حاتمی کیا نیز در آخرین فیلمش به نام « به نام پدر » نیز به این نکته اشاره می کند. مینی که پدر روزی در زمین کاشته، سالها بعد زیر پای دخترش منفجر می شود. پدر در تاثیرگذارترین صحنه فیلم رو به خدا می گوید : خدایا من جنگیدم نه او ؛ من اعتقاد داشتم نه او...
پس جنگ نه بر یک که بر چندین و چند نسل اثرگذار است تنها نوع تاثیرش متفاوت است. نسل اول که به جنگ رفتند و از جان خود گذشتند. عده ای که سعادتی داشتند به شهادت رسیدند و تعداد بسیاری در حالی به خانه بازگشتند که قسمتی از جسم خود را در راه سرزمین خود فدا کرده بودند. حالا نوبت به نسل دوم رسیده است. البته قرار نیست که جنگ همان تازیانه را بر نسل دوم بنوازد. پس نسل دوم به نوعی دیگر درگیر مصیبتهای پس از جنگ خواهند شد و .. نسلهای بعدی ؟ نمی دانم، شاید...
+ نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت
10:8 بعد از ظهر |
