تبليغاتX
شبی از شبها
به واژهء " زن " می اندیشم.   قدیسه مادر یا شیطان روسپی ...!!! و کدام یک از این دو چهره خوب مطلق و یا بد مطلقند؟

بگذار داستانی را برایتان نقل کنم:

تابلوی شام آخر اثر لئوناردو داوینچی نیمه تمام بود و لئوناردو به دنبال مدلهای آرمانیش برای کشیدن عیسی (الهه خوبی ) در یک طرف میز و یهودا ( یکی از یاران عیسی که در هنگام شام تصمیم به خیانت به عیسی را گرفت ) در طرف دیگر میز بود. روزی در مراسم همسرایی در کلیسا جوانی شبیه عیسی با چهره ای معصوم و نورانی یافت. او را به کارگاه برد و عیسی را از چهرهء او اتود کرد. سه سال گذشت و تابلو ناتمام ماند. در این مدت لئوناردو جستجوی فراوانی کرد تا مدلی مناسب برای کشیدن یهودا بیابد. تا اینکه جوان شکسته ، ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت. او را به زحمت به کلیسا آوردند و سرپا نگه داشتند تا لئوناردو یهودا را از چهره او کشید. کار که تمام شد و گدا مستی از سرش پریده بود، با تعجب و اندوه گفت : " این تابلو را قبلا دیده ام ! " داوینچی پرسید : " کی ؟ "   - سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را در زندگی از دست بدهم در یک گروه همسرایی آواز می خواندم. زندگی پر از رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم.

دیشب شعر " نغمه روسپی " را از سیمین بهبهانی خواندم. امروز صبح در ایمیلم یک سری عکسهای اسفبار از روسپی های کودک و نوجوان ویتنام دیدم و بسیار متاثر شدم. از اتفاق امروز عصر یک نمونه روسپی ایرانی  را با چهره ای آشفته در خیابان دیدم. اما نه با دید همیشگی. دلم واقعا گرفت! واقعا قضاوت بین دو نقطه ء غیر مطلق چه دشوار است!! و اکنون به این می اندیشم که گاهی با وجود پررنگ بودن بیان بی کلام طبیعت ، دریافتن حقیقت غیر ممکن است!

نمی دانم دوستان! آیا می توانیم بگوییم که نیکی و بدی یک چهره دارند و همه چیز به آن بستگی دارد که هر کدام کی سر راه انسان قرار می گیرند ؟  

+ نوشته شده توسط شیوا در جمعه 1385/05/13 و ساعت 6:37 بعد از ظهر |
سلام

متاسفانه كامپيوتر منزل چند روزي است ناخوش احوال است. بيماري اش ناشناخته است اما هرچه هست ويروسي است !‌ شايد از كامپيوتر قهوه چي گرفته باشد !‌ بهرحال الان كه كيبوردش كاملا از كار افتاده و به قول معروف دستمان را توي پوست گردو گذاشته !‌ اين پست كوتاه را هم در اداره نوشتم تا از همه شما عزيزان درخواست كنم براي شفاي عاجل كامپيوتر عزيزمان دعا كنيد !‌ !‌

 

+ نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 1385/05/01 و ساعت 7:27 قبل از ظهر |